حاج ملا هادي السبزواري

50

شرح مثنوى

نرسيده ، و بشنوند به آن گوش صداى سروش كه ديگرى با صحت اين سمع نشنود ، و استشمام كنند به آن شمّ روايحى كه ديگرى با صحت اين شم استشمام نكند ، و همچنين در ذوق و لمس . ( 1 ) و حضرت مصطفى ( ص ) از آن بصر خبر داد در حق خود كه زُوِيَت لِىَ الأرضُ فَأُرِيتُ مَشارَقَها وَمَغَارِبَها . و از آن سمع فرمود : اُطَّتِ السَماءُ وَحَقٌّ لَها أن تَئِطَّ ما فيها مُوضِعُ قَدَمٍ إلَّا وَفيها مَلَكٌ راكِعٌ أو ساجِدٌ ( 2 ) و از آن شمّ خبر داد كه : إنّى أجِدُ نَفَسَ الرَّحْمنِ مِن قِبَلِ اليَمَنِ . ( 3 ) و ورثه را اغرا فرموده كه : إنَّ لله فى أيامِ دَهرِكُم نَفَحاتٌ ألا فَتَعَرَّضُوا لَها ( 4 ) و از آن ذوق در حق خود فرمود كه : أبيتُ عِندَ رَبّى يُطعِمنى وَيُسقينى ( 5 ) و از آن لمس خبر داد كه وَضَعَ الله بِكِتفى يَدَه فَاَحَسَّ القَلبُ بَردَ أنامِلِه بَينَ ثَديَيَىّ ( 6 ) . و مقصود تمثيل بود از احاديث شريفه و گر نه اين گونه احساسات آن جناب را بىنهايت بوده ، خصوصاً اين گونه ديدنها و شنيدنها چه آن مشاعر به فعليّت تمام انجاميده بود . و اينها وراى ديدن و شنيدن و چشيدن و شميدن و لمس كردن معنوى آن جناب بوده كه كشف و شهود معنوى باشد . چه نفوس كليه و عقول كليه كه طرح كونين و خلع نعلين و رفض عالمين صوريين كرده‌اند و غنى شده‌اند به غناى حق ، و به فقر به او متفاخرند ، پنج حس ديگر آنان در روح كلَّى ايشان است و علم حضورى دارند به كل كه وجودات جميع براى آنها حضور دارند و از آن جمله است ديدنيها و شنيدنيها و چشيدنيها و بوييدنيها و سودنيها ، چه ايشان مَثَل اعلى و اسم اعظم حقند و به مقام حق اليقين رسيده‌اند و سمعيت و بصريت و مدركيت حق تعالى علم حضورى اوست به جميع مدركات ، كه وجودات حضور دارند با عيانها براى او اتمّ از حضور آنها براى خود ، بلكه نسبت نيست ، و ايشان متحققاند به تحقق او . اى خنك جانى كه بهر عشق و حال بذل كرد او خان و مان و ملك و مال ن ندارد - ك 8 28 اى خنك : اى خوشا . ( ( 313 ) ) نى چنان حيران كه پشتش سوى اوست * بل چنين حيران و غرق و مست دوست ن 16 8 - ك 9 3 بل چنين حيران : يعنى حيرت دو قسم است : حيرت مذمومه - كه از روى جهل و شك خيزد - و

--> ( 1 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 278 ، 284 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 31 . ( 3 ) احياء العلوم ، ج 3 ، ص 153 . ( 4 ) عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 296 ، الافتر صروالها . ( 5 ) صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 118 . ( 6 ) مُسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 243 با اندك اختلاف .